معماري

معماري


نئوكلاسيسم

اين سبك در تقابل با ابتذال و انحطاط روكوكو و بهمراه كشف دو شهر پمپي و هركولانيوم و بر اساس اصول زيبا شناختي پوسن و رافائل و به مركزيت فرانسه ، با تأكيد بر سادگي صور و پيراستگي معنوي و خردگرايي ، مطرح گرديد.هنرمندان برجسته: بنجامين وست ، ژاك لويي داويد، دومينيگ انگر، آنلويي ژيروده ، پرودن ، رينيو، آنتونيو كانووا.


ناتوراليسم ( طبيعت گرايي )

به معناي بازنمايي جهان عيني و مادي ، با احساس گرايي و خوشايند گري و با محوريت طبيعت است.هنرمندان برجسته : ايوان شيشكين از مطرح ترين هنرمندان اين سبك است.


پوريسم ( ناب گرايي )

جنبشي منشعب شده از كوبيسم، با هدف بيان همه جانبه و كلي مضامين و تأكيد بر وضوح و عينيت در بازنمايي ، با وفاداري به اصول جهان شناختي شكل و فرم.هنرمندان برجسته: لوكوبوزيه ، اوزنفان.


كوبيسم ( حجم گرايي )

مكتبي است كه در آن ، نمايش توام زواياي ديد مختلف (فضا سازي همزماني) براي بيان كليت مضامين وجود دارد. در صورت چنين عملكردي ، ساختار واقعي شكل شكسته شده و اشكالي انتزاعي به وجود مي آيند.پيروان اين مكتب با استفاده از قوانين فيزيك كوانتوميك ، سعي در القاي عامل زمان دارند. پابلوپيكاسو و ژرژ براك ، سردمداران اين مكتب هستند.هنرمندان برجسته : ژرژ براك ،پابلو پيكاسو ، فرنان لژه ،خوان گري ، روبرت دلونه ، ژاك ليپ شيتس ، كنستانتين برانكوزي ، زادكين ، آركي پنكو ، دوش ويلون.كوبيسم به سه مرحله سزاني ، تحليلي و تر كيبي تقسيم مي گردد.


كنستراكتيويسم ( ساخت گرايي )

اين جنبش در روسيه توسط ولاديمير تاتلين، بر مبناي هنر پيكاسو و كولاژهاي كوبيسمي ايجاد گرديد. هنرمندان اين سبك با تأكيد بر ساختار شكل و فرم ، بيان مكانيت و زمانيت فضا ، تداوم و استمرار فضاي دروني با پيرامون ، درصدد ايجاد آثار هنري ، بر مبناي اصول و فنون مدرن مهندسي هستند.هنرمندان برجسته: ولاديمير تاتلين ، نائوم گابو ، آنتوان پوسنر ، الكساندر رودچنكو.


كنتراپستو ( ايستايي تقابلي )

حالت ايستادن انسان به نحوي كه بخش هاي مختلف بدن نسبت به هم ، كشش معكوس داشته باشند. در اين وضع ، بالاتنه و پاها روي يك محور ، در خلاف جهت يكديگرند مي پيچند و در نتيجه بدن بر يك پا تكيه مي كند و در كمر اندكي انحنا ايجاد مي شود. اسلوب ايستايي تقابلي در سده پنجم ق.م ، در يونان ابداع شد.


امپرسيونيسم

اين جنبش، اولّين جنبش فراگير در هنر نوين بشمار مي آيد و در فرانسه توسط ادواردمانه و كلودمونه ايجاد گرديد ، نام اين جنبش از تابلوي «امپرسيون ، طلوع آفتاب» كلود مونه اقتباس شده است. بررسي نور و رنگ وكيفيات طبيعي آن و ايجاد يك ديدگاه علمي در هنر، از مسايل مطرح در اين مكتب هستند. هنرمندان امپرسيونيست از ارائه اشكال با خطوط واضح محيطي سرباز زدند، آنها به نور با نگاهي علمي مي نگريسته به مثلاً بجاي قراردادن رنگ سبز ، رنگ هاي زرد و آبي را در كنار يكديگر قرار مي دادند. استفاده از تضاد رنگ هاي مكمل و حذف رنگ هاي سياه و خاكستري از پرده ، از اصولي است كه دراين مكتب مورد توجه قرار مي گيرند.از هنرمندان برجسته : دوارد مانه ، كلودمونه ، آنود سيسيلي ، آگوست رنوار،كامي پيسارو ، ژرژ سورا ، ادگاردگا ، پل سينياك و اگوست رودن.


پست امپرسيونيسم

جنبشي منشعب شده از امپرسيونيسم توسط پل سزان. مضامين و موضوعات در اين مكتب به صورت صور ناب هندسي و احجام افلاطوني نمايش داده مي شوند. هنرمندان پست امپرسيونيست، در آثار خود از ذرات بنيادين شكل و فرم استفاده مي كردند ، با چنين عملكردي آثار ايجاد شده فاقد عمق و ژرف نمايي بودند، به همين جهت سزان براي نمايش عمق ، از تضاد رنگ هاي سرد و گرم (مدولاسيون رنگي) استفاده مي كرد. استحكام در ساختار تركيب بندي، صراحت شكل و فرم ، تأكيد بر بيان دروني به مدد رنگ و شكل از ويژگيهاي اين جنبش هنري است.هنرمندان برجسته : پل سزان ، ونسان ونگوگ ، پل گوگن.


فوويسم

فوويسم به معني بهره گيري جسورانه و نا متعارف از رنگ است كه در قرن بيستم در فرانسه ، توسط هنري ماتيس ، مانگن و ماركه ايجاد شد . هنرمندان اين سبك با تلفيق اصول امپرسيونيسم و سمبوليسم و طراحي دقيق و با استفاده از رنگ هاي كريه ، پرشور ، غير واقعي و نامتعارف و با هويتي كانستراكتيو ، آثار خود را مي آفريدند.در صورتي كه اين رنگ هاي غير منطقي از نقاشيهاي اين سبك حذف شود و رنگ هاي منطقي جايگزين آن گردد، نقاشي ناتوراليسم يا رئاليسم ايجاد مي شود.هنرمندان برجسته: هنري ماتيس ، آندره درن ، ولامينگ ، ژرژروئو ، مانگن ، ماركه .


نئو امپرسيونيسم

جنبشي منشعب شده از امپرسيونيسم توسط سورا وسينياك كه به اصول امپرسيونيسم وفادار بوده و هدف آنها ايجاد ديدگاه علمي تر در هنر است. هنرمندان اين مكتب با استفاده از اين ديدگاه علمي ، قصد نمايش ذرات بنيادين نور و رنگ را در آثار تجسمي خود داشته اند.اين هنرمندان اسلوب نقطه پرداز رنگ و نقطه چين رنگ را با رنگ هاي اصلي و ناب و خالص استفاده مي نمودند.


سمبوليسم

سمبوليسم جنبشي است در ادبيات و هنرهاي بصري ، كه ريشه در رمانتيسم داشته و به نفي تجسم عيني پرداخته و مفاهيم را با نمادها ، القا مي كند. اين جنبش در پاريس توسط ونسان ونگوگ و پل گوگن مطرح شد. هنرمندان اين جنبش واقعيت مطلق را مبتذل و ناچيز شمرده و تحت تأثير نمادگرايي مشرق زمين و با عدم باز نمايي عيني وتاكيد بر ذهنيات و تفاسير شخصي و با استفاده از رنگ هاي كانستراكتيو و با يك ديدگاه افراطي در رمانتيسيسم ، درصد بيان واقعيت غايي بوده اند. گوستاومورو نيز به اين مكتب تعلق دارد.


فتوريسم ( آينده نگري )

اين جنبش در تقابل با ركود هنري ، در جريان جنگ جهاني اول ، در ايتاليا،توسط مارتيني ، با شعار مرگ هنر گذشته مطرح گرديد. هنرمندان اين سبك با تأييد و تأكيد بر تكنولوژي و ماشينيسم و با استفاده از قوانين فيزيك ديناميك و ريتم و تكرار سطوح و فرم ها ، درصدد تأكيد بر مفاهيمي چون حركت ، سرعت و شتاب مي باشند.از هنرمندان برجسته اين مكتب ، مي توان به مارسل دوشان ، جينو سوريني ، روسولو ، جاكوموبالا ، امبرتوبوتچيوني و كارلو كارا اشاره كرد.


اكسپرسيونيسم

اين جنبش تحت تأثير تفكر ونسان ونگوك در فرانسه و آلمان ايجاد گرديد. هنرمندان اين جنبش با تحريف و كژنمايي و اغراق آميز نمودن مضامين و موضوعات با رنگ هاي تند و زننده و كاربري كيفيت تضاد در صدد بيان اوج و هيجانات و احساسات ذهني خود هستند.هنرمندان اين جنبش قصد نمايش واپس گرايي و به بن بست رسيدن انسان مدرن را دارند.هنرمندان برجسته: اميل نولده ، ادوارد مونش ، ماكس بكمان ، فرانسيس بيكن ، كته كل ويتس ، ژرژ روئو ، اگون شيله ، اسكاركوكوشكا ، لودويك كريشنر ، جيمز آنسور ، ريورا ، اگوست ماك ، فرانتس ماك ، واسيلي كاندينسكي.


فرماليسم

در تقابل با ذهنيت گرايي شاعرانه كنسراكتيويسم جنبشي توسط هنرمندان مطرح گرديد(هنرناب) كه با تأكيد بر جلوه صوري و ساختار صور هندسي بيان تفاسير و تعابير شخصي را داشت.هنرمندان : رونالد بلادن ، ديويد اسميت.


سوپرماتيسم ( والا گرايي )

سوپرماتيسم سبكي متشكل از تركيب بندي هاي نظام يافته انتزاعي است كه توسط مالويچ در روسيه پايه گذاري شده است.هنرمندان اين سبك با استفاده از سطوح هندسي هم خانواده ، با استفاده از رنگ هاي ناب و خالص چون سفيد و سياه در صدد بيان احساسات محض و يا مفاهيمي چون عمق مي باشند.


اكسپرسيونيسم انتزاعي

اين جنبش در امريكا مطرح گرديد كه به نقاشي‌هاي كنشي نيز معروف است. هنرمندان اين سبك با عدم تأكيد بر ساختار شكل و فرم ، رنگ گذاري بر اساس حركات بدني و كنش رواني نقاش به طور آني و تصادفي، درصدد بيان هيجانات و احساسات لحظه اي و آني هستند.هنرمندان برجسته: جكسون پالاك ، ويلهم دكونينگ و هانس هوفمان.


دادائيسم

اين جنبش در آلمان و با ديدگاهي پوچ گرا و گرايشي ضد هنري و اعتراضي، درصدد تمسخر و ريشخند تمدن وهنر معاصر و ارزش‌هاي مرسوم زمانه مي باشد.شعار هنري اين سبك «بي شكلي مطلق و نابودگري خود آفرينندگي» است. اين جنبش حاصل فشارهاي ناشي از جنگ جهاني اول است. عنصر تصادف در اين جنبش ، نقش بسزايي دارد. تكنيك «فوتومونتاژ» توسط هنرمندان اين جنبش ابداع شده است.هنرمندان برجسته : ماكس ارنست ، رائول هوسمن ، هانس ژان آرپ، مارسال دوشان.


سورئاليسم ( وهم گري )

مهمترين جنبش ادبي و فلسفي قرن بيستم كه هنرمندان سرخورده سه جنبش فتوريسم ، كوبيسم و دادائيسم ، در كافه ولترزوريخ آلمان به كوشش آندره برتون ، بيانيه آن را صادر نمودند. هنرمندان اين جنبش با تاييد نظريه فرويد، درصدد بيان نا اميدي انسان غربي ، در بحران اجتماعي و حل تناقض رويا و واقعيت در يك ابر واقعيت هستند.هنرمندان برجسته: سالوادوردالي ، خوان ميرو ، مارك شاگال ، رنه مارگريت ،آندره ماسون ، ماكس ارنست ، خاورز ، آلبرتو جاكومتي.


فتورئاليسم

اين جنبش در آمريكا مطرح شده و به «رئاليسم اغراق آميز» نيز معروف است.دراين جنبش با هنر عكاسي رقابت مي شود. موضوع عمده اين آثار، انسان مي باشد. در اين آثار از تكنيك هايي چون آكلريليك روي بوم و پلي استرهاي شيشه رنگي استفاده مي شود.هنرمندان برجسته: چاك كلوس ، آلفرد لزلي


ريونيسم ( پرتوگرايي )

اين جنبش توسط «ميخائيل لارينف» در روسيه مطرح شد كه در آن هنرمندان به وسيله شعاع هاي رنگين نور متقاطع و موازي و كاربرد خطوط متقاطع و موازي با رنگ هاي درخشان ، درصدد بيان عامل زمان مي باشند.


رئاليسم ( واقع گرايي )

رئاليسم به معناي واقعيت عيني ، بدون خوشايند گري و احساساتي گري است.اين جنبش در تقابل با آرمان گرايي نئوكلاسيك ها و در جريان انقلاب صنعتي فرانسه ايجاد شد، هدف هنرمندان اين جنبش ، بيان واقعيت مطلق است. از مراكز مهم رئاليسم ، مي توان از روسيه نام برد.هنرمندان برجسته : گوستاو كوربه ، فرانسوا ميله ، ادوارد مانه ، فرانسيسكو گويا ، ايليار پين و انوره دوميه .


رمانتيسيسم ( تخيل گرايي )

رمانتيسيسم ، مهمترين جنبش هنري و ادبي قرن ۱۹ م است ، كه در تقابل با خرد گرايي نئوكلاسيك ، در انگلستان و آلمان مطرح شد. هنرمندان اين جنبش با استفاده از رنگ ها و خطوط درون نما و با هويتي خرد گريز، سعي در بيان احساسات و هيجانات خود را دارند. مهمترين مركز توليد آثار تجسمي رمانتي سيسم ، انگلستان است.شعار هنر براي هنر، اولين بار توسط پيروان اين مكتب ( و پس از آنها توسط پيروان مكتب سمبوليسم) مطرح مي شود.هنرمندان برجسته : جان كاتمن ، چارلز بانينگتون ، جان كنستابل ، ويليام ترنر ، اوژن دلاكروا ، تئودورژريكو ، فريدريش ، گويا ، كاميل كورو ، ويليام بليك ، آنتوان لويي باري ، فرانسوا رود (با اثر معروف لامارسيز) ، تادتسوكاري.


اتوماتيسم

گروهي تندرو، از سورئاليست هاي كانادايي ، كه با انتشار بيانيه هاي تند ، به انتقاد از هنر و ديگر جنبه هاي زندگي پرداختند.


اريانتاليسم

عنواني كه به شماري از نقاشان آكادميك اروپايي سده نوزدهم داده اند. اينان موضوعات شرقي مآب را ، با برداشتي رمانتيك تصوير مي كردند و به طرزي غريب و افسانه اي نشان مي دادند.


اينستاليشن آرت ( كاركردگرايي )

آرنوو

جنبشي منشعب شده از سمبوليسم به مركزيت انگلستان كه پيروانش با استفاده از صور نباتي و پر پيچ و تاب و با تأكيد بر جنبه ها ي تزئيني و معماري ، درصدد خلق آثار خود بودند. مهمترين آثار اين جنبش در قالب ليتوگرافي وحكاكي ايجاد شدند.هنرمندان برجسته: ويليام موريس، گوستاو مورو ، گوستاو كليمت ، ويكتور هورتا ، آلفونس موشا ، ببردزلي.


نبي ها

گروهي از نقاشان متاثر ازهنر گوگن كه با استفاده از سطوح وسيع رنگ و فاقد عمق نمايي، با هويتي نمادين ، درصدد بيان تضادهاي اجتماعي مي باشند.هنرمندان برجسته : موريس دني ، پل رانسون ،بونار ، وويار ، سروزيه.


انتزاعي ( آبستره )

اين جنبش در ۱۹۱۰ در روسيه توسط واسيلي كاندينسكي مطرح شد. در اين جنبش هنرمندان با استفاده از عدم بازنمايي عيني و بيان تجسمي نوين خط و رنگ و با خلاصه نمودن مضامين و موضوعات ، به عناصر بنيادين چون خط ، سطح براي بيان كليت و كلي گويي سود مي جستند.هنرمندان برجسته : واسيلي كاندينسكي ، پيت موندريان ، كوپكا ، پيكابيا ، فرنان لژه ، هنري مور ، كنستانتين برانكوزي ، هپورت ، الكساندر كالدر.


انتزاع هندسي

جنبشي منشعب شده از انتزاعي كه بوسيله سطوح ناب هندسي و تأكيد بر رئاليسم فرم در صدد بيان تفاسير و تعابير شخصي است.هنرمندان برجسته: پيت موندريان ، مارك روتكو ، جوزف آلبرز ، بورگان ديلر.


استيل

اين جنبش توسط پيت موندريان و تئوون دويسبورگ مطرح گرديد. هنرمندان اين جنبش با استفاده از خطوط عمودي، افقي و دوار، درصدد فضا سازي و بيان تفاسير شخصي مي باشند.


آپ آرت( هنر ديدگاني )

اين جنبش توسط «ويكتور وازارلي» مطرح گرديد. هنرمندان اين جنبش با استفاده از نقطه و خط و به مدد رنگ گزاري و سايه روشن كاري با استفاده از خطاي باصره و توهم ديد مخاطب ، درصدد القاي مفاهيمي چون ريتم ، حركت ، حجم مجازي، عمق و …..مي باشند.هنرمندان برجسته: ويكتور وازارلي ، بريژيت رايلي ، استانلي تايگر من.


پاپ آرت ( هنر مردمي )

اين جنبش در دهه ۵۰ قرن بيستم ،توسط اندي وارهول و روي ليشتن اشتاين، درانگلستان و امريكا مطرح شد. هنرمندان اين جنبش با استفاده از ملزومات دور ريختني جامعه (قوطي نوشابه ، عكس و…) در صدد بيان هر چه قوي تر سنت ها و فرهنگ هاي بومي و اعتقادات قبيله اي مي باشند.هنرمندان برجسته : اندي وارهول ، روي ليشتن اشتاين ، رشن برگ ، جاسپرجونز.


كانسپچو آل آرت ( هنر مفهومي )

اين جنبش دراواخر دهه ۱۹۶۰ مطرح شد. در اين جنبش مفهوم مهمتر از ابزار و چگونگي اجزاي است و هدف اصلي ، رسانيدن مفهوم يا ايده اي به مخاطب است .هنرمندان برجسته: سل لويت ، داگلاس هيوبر ، جوزف كاسوت ، بروس نومان.


مينيمال آرت ( هنر كمينه )

جنبشي آغاز شده از امريكا كه هدف پيروانش پژوهشي دوباره با انواع ساختارهاي مدولي ، فضايي و شبكه اي ، براي توضيح مفاهيمي چون فضا ، فرم و مقياس است و هر گونه بيان گري و توهم بصري را نفي را مردود مي داند.هنرمندان برجسته: رونالد جاد ، كارل آندره


نقاشان يكشنبه نديده ها

جنبشي منشعب شده از سمبوليسم كه هنرمندان آن فاقد تحصيلات آكادميك بودند.هنرمندان برجسته : هانري روسو.


مكتب بلونيايي

بلونيا درسده هاي شانزدهم و هفدهم ، مركز نوعي كلاسيسيسم در نقاشي ايتاليا بود كه از آكادمي كاراتچي سرچشمه مي گرفت. نقاشان اين مكتب در تحول سبك باروك در ايتاليا موثر واقع شدند.عمده ترين نقاشان اين مكتب عبارت بودند از : دومينيكو ، گوئر چينو ، رني.


مكتب پاريس

اصطلاحي كه در مورد هنرمندان نوگراي مقيم پاريس در نيمه نخست سده بيستم ، به كار برده مي شود.اينها لزوماً از سبك واحدي پيروي نمي كردند و اكثراً غير فرانسوي بودند. گاه اين اصطلاح را در معنايي وسيع تر ، به كل جنبش هاي هنري مدرن متمركز در پاريس اطلاق مي كنند.


مكتب دانوب

عنواني كه به جنبش منظره نگاري دهه هاي نخست سده شانزدهم ، در ناحيه دانوب داده شده است. هنرمندان اين مكتب ، با نگرشي رمانتيك كوشيدند طبيعت را چون محيطي براي افعال آدمي نشان دهند.هنرمندان برجسته : كراناخ ، هوبر


مكتب هادسن

اصطلاحي كه درباره شماري از منظره نگاران رمانتيك امريكايي سده نوزدهم به كار برده مي شود.


مكتب ميلان

يكي از مكاتب نقاشي ايتاليايي كه در سده هاي پانزدهم و شانزدهم شكوفا بود و فوپا رهبري آن را برعهده داشت ولي پس از اقامت لئوناردوداوينچي و پيروانش در ميلان ، اين مكتب تحت تأثير او و پيروانش قرار گرفت.


مكتب نيويورك

مكتب گروهي ناهمگن از نقاشان عمدتاً انتزاع گرا كه در نيويورك شكل گرفت. اين مكتب با عناوين اكسپرسيونيسم انتزاعي و نقاشيهاي كنشي نيز ، شناخته مي شود.پيروان اين مكتب عبارتند از : پالاك ، مادرول ، نيومن و روتكو .


هنر سلتي

هنر اقوام سلتي ، ساكن در اروپاي باختري ، از حدود ۴۵۰ ق.م تا ۶۵۰ ب.م كه نقش هاي منحني غير متقارن كه غالباً با صور حيواني آميخته اند، مشخصه اساسي هنر آنهاست. آنها در زمينه هاي جواهر سازي ، فلز كاري ، سفالگري و حكاكي روي چوب فعاليت داشتند.

هنر بوم شناختي

اصطلاحي براي توصيف هنري كه بر فرآيندهاي طبيعت تأكيد مي كند و نخستين بار در ۱۹۸۶ پديد آمد و آلن سانفيست ، از نمايندگان آن به شمار مي آيد.


هنر زننده

اصطلاحي براي توصيف آن نوع از هنر امريكايي كه در آن مواد و مصالح غير عادي و ناجور به كارمي رود. در اين هنر غالباً نقاشي و مجسمه سازي با هم تركيب مي شوند.

هنر خام

اصطلاحي كه توسط ژان دوبوفه ، براي توصيف انگاره سازي خامدستانه و نقش پردازي هاي مغشوش تصادفي رايج شد.در چنين رويكردي به هنر، سنتهاي هنر باختر زمين ، مردود شمرده شد و نوعي زبان تصويري سر راست قابل مقايسه با هنر بدوي و هنر كودكان – مورد قبول قرار گرفت. دوبوفه و نقاشان گروه كبرا از نمايندگان آن به شمار مي آيند.


نئوپلاستيسيسم ( هنر زيبا )

نظريه زيبا شناختي پيت موندريان كه احكامش عبارت بودند از: هنر بايد كاملاً انتزاعي باشد ، از شكل هاي راست گوشه در وضعيت هاي افقي و عمودي استفاده شود و رنگ ها بايد مشتمل بر فام هاي اوليه (سرخ ،زرد،آبي) و سياه و سفيد و خاكستري باشند.


نئواكسپرسيونيسم (هنر زشت )

اصطلاحي كه به احياي هنر اكسپرسيونيست در آلمان ، امريكا و ايتاليا در اواخر دهه ۱۹۷۰ و اوايل دهه ۱۹۸۰ اشاره دارد و در مورد آثار هنرمنداني چون بازلتيس ، كي فر ، كيا ، كلمنته ، مي پالادينو و شنابل ، به كار مي رود.
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبي بهرك | ۳ خرداد ۱۳۹۰ ساعت ۰۱:۲۷:۴۶ | آرشيو نظرات (0)

غرفه امارت در نمايشگاه اكسپو 2010

"توده شن" ايده ايست كه شركت نورمن فاستر براي طراحي غرفه امارات عربي متحده در نمايشگاه اكسپو 2010شانگهاي بكار برده است.اين ايده بازگشتي است به سمبول مناظر صحراي هفت امير نشين امارات.

اين غرفه با450 نفر ظرفيت وفضايي سرپوشيده اي معادل  3000 متر مربع از بزرگترين غرفه هاي ساخته شده در شانگهاي 2010 خواهد بود.

             
 

 

 

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبي بهرك | ۱۵ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۲۷:۵۷ | آرشيو نظرات (0)

اعتراض به طرح سفارتخانه جديد ايران در لندن

 


به نوشته هفته نامه بريتانيايي Mail On Sunday، ساكنان يكي از شيك ترين محله هاي لندن از پرنس چارلز، وليعهد بريتانيا درخواست كرده اند براي جلوگيري از طرح دولت ايران جهت ساختن يك بناي عظيم مدرن به آنان كمك كند.

به نوشته اين هفته نامه، ايراني ها قصد ساختن سفارتخانه بسيار بزرگ جديدي را دارند كه با سفارتخانه كنوني اين كشور تنها چند صد متر فاصله خواهد داشت. سفارتخانه جديد با كليساي سن اوگوستين كه يك كليساي قديمي است و نقشه آن را ويليام باترفيلد، آرشيتكت معروف دوره ملكه ويكتوريا كشيده، فقط حدود سه متر فاصله خواهد داشت.

جان ادوارد هاوز، كه از جانب ساكنان خيابان كوئينز گيت، در محله كنزينگتون لندن صحبت مي كرد گفت از آنجا كه پرنس چارلز به حفظ يكپارچگي و عدم تضاد در محيطي كه بناهاي سنتي بريتانيا در آنجا قرار دارند، بسيار علاقمند است، طي نامه اي طرح ساختمان جديد سفارت ايران به اطلاع او رسيده است. به نوشته نشريه مورد بحث، طراح ساختمان جديد سفارت ايران آرمين دانشگر، آرشيتكت ايراني مقيم وين، است و قرار است در ساختن اين بناي پنج طبقه از سنگ و مرمر و پنجره هاي نامنظم استفاده شود.

 

پرنس 
چارلز
پرنس چارلز به حفظ آثار تاريخي و معماري سنتي بريتانيا علاقه خاصي دارد

 

از زمين اين ساختمان كه متعلق به دولت ايران است در حال حاضر به عنوان يك پاركينگ رو باز استفاده مي شود. ساندي تلگراف، يك هفته نامه ديگر بريتانيايي نيز به اين موضوع پرداخته و مي گويد ساختمان مدرن سفارت جديد موجب اعتراض ساكنين محل شده كه مي گويند مدرن بودن اين ساختمان با سبك بناهاي ديگر اين محله همخواني ندارد و نامتجانس به نظر مي رسد.

 

پرنس 
چارلز
پرنس چارلز، وليعهد انگلستان در بم

 

اين روزنامه مي نويسد احداث سفارتخانه جديد ايران دهها ميليون پوند هزينه در بر خواهد داشت. نقشه سفارتخانه جديد در ماه ژانويه به شوراي محلي كنزينگتون و چلسي تسليم شده ولي ساكنان اين منطقه مي گويند تنها در ماه گذشته يعني دو هفته پس از پايان نظرخواهي در اين باره، از اين موضوع با خبر شده‌اند. شوراي محلي كنزينگتون و چلسي، بنا بر ملاحظات امنيتي بر خلاف معمول هيچگونه اطلاعاتي راجع به جزئيات نقشه سفارت جديد در سايت خود نگذاشته است و مردم بايد با مراجعه به شهرداري محل و نشان دادن كارت هويت خود موفق به مشاهده نقشه دويست صفحه اي اين سفارت شوند بدون اين كه بتوانند اين نقشه ها را كپي كنند.

يك آژانس معاملات ملكي در كنزينگتون مي گويد احداث سفارتخانه جديد سبب خواهد شد كه قيمت خانه هاي اين محل كه قيمتشان از سه و نيم ميليون پوند به بالاست، بيست درصد كاهش يابد. هنوز معلوم نيست پس از ساختن سفارتخانه جديد، دولت ايران با ساختمان كنوني سفارت چه خواهد كرد.

ساندي تلگراف مي نويسد شوراي محلي كنزينگتون، اكنون يك سري نقشه هاي كامپيوتري سفارتخانه جديد را در سايت خود گذاشته است ولي مي افزايد كه اين اين نقشه ها قبلا هم در سايت متعلق به آرشيتكت اين ساختمان ديده مي شد. اين روزنامه خاطر نشان مي كندكه شوراي محلي كنزينگتون اين شكايت كه راجع به نقشه سفارت جديد ايران با مردم قبلا مشورت نشده بود را رد كرده است. تصميم قطعي در باره احداث ساختمان جديد در پائيز امسال گرفته خواهد شد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبي بهرك | ۱۵ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۷:۰۸ | آرشيو نظرات (0)

انجمن معماران و طراحان ايراني لس آنجلس طي مراسمي كه در تالار «بينگ» موزه هنري اين شهر LACMA برگزار مي شد از هوشنگ سيحون، مهندس معماري كه بناي مزار بوعلي سينا، مقبره نادرشاه و بناي يادبود عمرخيام در ايران از آثار طراحي اوست تجليل كردند.

اين مراسم كه هم زمان با سالروز ٩٠ سالگي اين هنرمند برجسته ساكن ونكوور كانادا برگزارمي شد، با خوشامد گويي نماينده انجمن معماران و طراحان ايراني لس آنجلس و نمايش فيلم مستندي از زندگي حرفه اي مهندس سيحون آغازشد. اين مستند كه توسط نشريه «معمار» در داخل ايران تهيه شده ، تفسيرمصوري است از آثار و از نقش هوشنگ سيحون درصحنه هنر و معماري معاصر و تاثيري كه او به عنوان استاد و رئيس دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران برشاگردان بي شمارخود داشته است.

 جلسه بزرگداشت مهندس سيحون با سخنراني حسين امانت، طراح آرشيتكت ميدان شهياد كه امروزه به ميدان آزادي معروف است آغاز شد. اين هنرمند و طراح برجسته ضمن يادآوري خاطرات دانشجويي در مكتب استاد هوشنگ سيحون كه اغلب با سفرهاي تحقيقي و آموزشي و ديدار از بناهاي تاريخي و مهم معماري ايران همراه بود در مورد مسئله كروكي كردن يا طراحي پيش از انجام معماري كه هوشنگ سيحون مبتكر آن بوده است سخن گفت با تاكيد بر اين مسئله كه « هرگز پيش از مهندس سيحون كه از كودكي به نقاشي و طراحي مي پرداخته چنين رسمي رايج نبوده است و امروزه هنوز هم در مدارس معماري ايران از كروكي كردن طرح به عنوان يكي از تكنيك هاي ضروري معماري استفاده مي شود.»

 


 هوشنگ سيحون - Hooshang Seyhoon


 

 

دربخش ديگري از اين برنامه سه ساعته پروفسور تالين گرگور، كارشناس معماري مدرن و معاصر خارج از كشورهاي غربي درباره خصوصيات طرح هاي معماري مهندس سيحون، اين طراح برجسته آرامگاه بزرگاني چون «كمال الملك»، كلنل محمد تقي پسيان ، بناي موزه شهر توس و ساختمان بانك سپه در ميدان توپخانه سخن گفت.

هوشنگ سيحون در سال ۱۲۹۹ در تهران و در خانواده اي اهل موسيقي به‌دنيا آمد. پدر بزرگ او ميرزا عبدالله فراهاني بنيانگذار موسيقي سنتي و معروف به پدر موسيقي سنتي ايران بوده است. مادرش، مولود خانم، از نوازندگان تار و سه تار و احمد عبادي استاد بزرگ سه تار نيز دايي سيحون است. او پس از پايان تحصيلات معماري در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران، به دعوت آندره گدار (رئيس اداره باستان شناسي وقت ايران) براي دامه تحصيل به فرانسه مي رود و در دانشسراي عالي هنرهاي زيباي پاريس (بوزار) به مدت ۳ سال تحت تعليم « اوتلو زاواروني» به تكميل فراگيري هنر معماري مي پردازد و در سال ۱۹۴۹ با درجه دكتراي هنر از اين دانشسرا فارغ التحصيل مي شود. او در بازگشت به ايران در سن ٢٣ سالگي نخستين اثر معماري خود كه بناي يادبودي بر مزار بوعلي سينا بوده است را طراحي مي كند.

سيحون در طول سال ها فعاليت هنري و فرهنگي، عضو شوراي ملي باستان شناسي ، شوراي عالي شهرسازي، شوراي مركزي تمام دانشگاههاي ايران و كميته بين المللي ايكوموس Icomos(وابسته به يونسكو در پيش ازانقلاب) بوده و به مدت ۱۵ سال مسؤوليت مرمت بناهاي تاريخي ايران را برعهده داشته است.

 


 هوشنگ سيحون - Hooshang Seyhoon


  

استاد هوشنگ سيحون كه سال ها به تدريس در دانشكده هنرهاي زيباي دانشگاه تهران اشتغال داشته و يك دوره نيز به رياست اين دانشكده رسيد به عنوان «سازنده بناهاي ماندگار» شناخته شده است. هنرمندي كه آرامگاه بزرگاني چون فردوسي و خيام و بسياري از بناهاي برجسته ديگري كه امروز از افتخارات معماري ايران محسوب مي شود از آثار او به شمار مي رود. او هم چنين طراحي ساختمان هاي سازمان نقشه برداري كل كشور، كارخانه نخ ريسي كوروس اخوان، كارخانه آرد مرشدي، مجتمع آموزشي ياغچي آباد، سينما آسيا، سينما سانترال، كارخانه كانادادراي (زمزم فعلي ) در تهران و اهواز ، كارخانه يخ سازي كورس اخوان و حدود ۱۵۰ پروژه مسكوني خصوصي را بر عهده داشته است.

استاد هوشنگ سيحون طراح يا نقش اندازي است كه در دنياي ابعاد، از معاني پر رمز و راز باطن سخن به ميان مي‌آورد و معاني و فلسفه نظري و وجودي بزرگاني كه او معمار و طراح آرامگاه آن ها بوده است ، در نقش هاي بناهاي يادبودي كه برمزار آن ها ساخته است به خوبي نمايان ‌است. به عنوان مثال در ۱۳۳۸، هوشنگ سيحون آرامگاه حكيم عمر خيام را بر مبناي اصول رياضي و هندسي خيام ، محاسبه و طراحي كرده‌است.

مهندس سيحون در كتاب «نگاهي به ايران» خود در مورد بناي آرامگاه نادر شاه افشار مي‌نويسد:« ماده اصلي ساختمان از سنگ خاراي منطقه كوهسنگي مشهد، مشهور به سنگ هر كاره‌است، اين سنگ يكي از مقاوم ترين سنگ هايي ست كه در ايران وجود دارد.»

او دليل اين انتخاب را «برجسته ساختن صلابت و عظمت نادر شاه افشار» مي خواند و در ادامه اين مطلب مي‌نويسد: «شكل كلي و مقبره نادر به شكل شش ضلعي متناسبي است كه، شكلِ سياه چادرها را در تماشاگر بنا تداعي مي‌كند، دليل اين امر هم اين نكته ‌است كه نادر به جاي كاخ در زير چادر زندگي مي‌كرد».

 


 هوشنگ سيحون - Hooshang Seyhoon


  

سيحون در طول سال ها در كنار معماري، به نقاشي از مناظر و روستاهاي ايران نيز مي‌پرداخت و نمايشگاه‌هايي از اين بخش از آثار خود در ايران و كشورهاي ديگر جهان برپا كرده‌است. آثار وي در نمايشگاهي در دانشگاه ماساچوست در سال ۱۹۷۲ در كنار آثار هنرمنداني چون پيكاسو و سالوادور دالي قرار گرفت. يكي از آثار هوشنگ سيحون كه در اين نمايشگاه ويژه به نمايش گذاشته شد، تابلويي از «كلاف هاي خطي» اين هنرمند بود كه در آن سيحون از شيوه ابداعي و بي سابقه اي از خطوط موازي و پرپيچ و تابي كه هيچگاه يكديگر را قطع نمي كنند استفاده كرده بود. مجموعه اي از آثارنقاشي هوشنگ سيحون كه توسط دانشگاه هاي هاروارد و بركلي گردآوري شده است هم اكنون دراين موسسات فرهنگي نگهداري مي شود.

برنامه گرامي داشت هوشنگ سيحون با حضور شهردار شهر بورلي هيلز و مدعويني كه از سراسر جهان براي شركت در اين جلسه به شهر لس آنجلس آمده بودند با سخنراني نماينده انجمن معماران و طراحان ايراني و اجراي موسيقي آوانگاراد توسط «سوسن ديهيم»، آهنگساز و وكاليست بين المللي ادامه يافت و پس از اجراي موسيقي سنتي توسط پژمان حدادي نوازنده سازهاي كوبه اي، استاد منوچهر صادقي ، موسيقي دان ،آهنگساز و استاد دانشگاه ساكن اين شهر قطعه اي از ساخته هاي خود را به مهندس سيحون اهدا كرد.


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبي بهرك | ۱۵ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۱۲:۱۲:۴۰ | آرشيو نظرات (0)

نور در معماري


زيبائي كه به چشم مي آيد از پرتو نور و روشنائي است و گرنه در تاريكي ،زيبائي مفهومي ندارد.زيبائي حقيقتي با نور معرفت درك مي گردد و زيبائي ظاهري با عزيزترين حس ما كه بينائي است ديده مي شود. نور و روشنايي چه ظاهري و چه عرفاني باعث مي شود كه زيبائي به چشم آيد و رنگ و ساير زيبائيهاي شيء جلوه كند. بنابراين بحث نور و پرداختن به آن مي تواند در مباحث زيبائي شناسي و هنر جايگاه ويژه اي داشته باشد. از جمله علوم و هنرهايي كه مي توان به نقش نور در آن اشاره داشت ،هنر معماري است كه بحث مفصلي را در زمينه روند بهره گيري از نور طبيعي به خود اختصاص مي دهد. ابزار و وسايل روشنايي نيز به عنوان عواملي كه تأمين كننده ي نور مصنوعي هستند ،مطرح مي باشند. در هنر معماري نور يكي از اجزايي است كه كنار عناصر و مفاهيم ديگر از قبيل ساختار ،نظم فضايي، مصالح، رنگ و … مطرح مي شود و در طراحي به عنوان يك عنصر مجزا بايد نقش خود را ايفا كند. يكي از مهمترين مشخصه هاي نور طبيعي، توالي و دگرگوني آن در طول روز است كه باعث حركت و تغيير حالت در ساعات مختلف مي شود. در تاريخ نقاشي توجه به نور در دوره امپرسيونيست ها ديده مي شود. هنگامي كه نقاشان آتليه هاي خود را ترك مي كردند و در زير نور خورشيد با نور طبيعي مشغول نقاشي شدند. از مشخصات اين سبك توجه به رنگ و نور در ساعات مختلف روز و انعكاس رنگ هاي اشياء مختلف در يكديگر و تأثير رنگ هاي پيراموني و به كار بردن رنگ هاي خاص و ناب مي شد. اين مقاله به بررسي نقش نور در معماري و معماري داخلي به عنوان يك جزء سازنده و مفهوم بخش مي پردازد و در خاتمه اميد بر اين دارد كه در آينده در ساختمان ها همانند نياكانمان شاهد به كارگيري نور طبيعي به صورت يك عنصر كاملاً اثر بخش باشيم.

نور و بشر

از دوران ماقبل تاريخ همواره اجسام نوراني كه تجسمي از يك شيء زنده را در ذهن بيدار  مي كردند توسط بشر مورد ستايش و احترام قرار گرفته و مشتاقانه برايشان جشن مي گرفتند،   آن ها را عبادت كرده و مي پرستيدند.اين توجه بيش از اندازه به عنصر نور در اغلب فرهنگ هاي اوليه بشري و در جوامعي با آداب و رسوم و عقايد مذهبي متفاوت همچنان در طول زمان مشاهده مي شود. برخي از جوامع نور خورشيد را در تشريفات مذهبي شان به كار مي بردند و برخي ديگر درخشش اجسام نوراني را به عنوان عامل ايجاد فعل و انفعالاتي رمزآلود جهت دست يابي به حيطه هايي ماوراي دنياي زميني تلقي مي كردند. حتي امروزه در بسياري از مدارس شرقي كه به تدريس يوگا اشتغال دارند براي ايجاد تمركز ذهني از اجسام نوراني مانند لامپ، خورشيد، ماه، بلور و نور آتش استفاده مي كنند. در اغلب اديان، نور نماد عقل الهي و منشأ تمام پاكي ها و نيكي ها است و خارج شدن انسان از تاريكي جهل و تابيده شدن نور معرفت در وجودش همواره يك هدف نهايي مي باشد. در اثر تابيده شدن نور الهي به درون كالبد مادي، يعني جايگاه نفس آدمي است كه انسان به رشد و تكامل معنوي مي رسد در نتيجه براي نمايش اين تمثيل در معماري اغلب بناهاي مذهبي نور به عنوان عنصري بارز و مستقل از ساير عناصر و مفاهيم به كار رفته در ساختمان به كار گرفته مي شود به گونه اي كه شعاع هاي آن به طور واضح در داخل كالبد مادي و تاريك حجم قابل مشاهده است. فضاهاي عميق و تاريك كليساهاي قرون وسطي و يا مساجد اسلامي كه با عنصر نور مزين شده اند به خوبي قادر به انتقال يك حس روحاني و معنوي مي باشند.انسان در چنين فضاهايي كه با نوري ضعيف روشن مي شوند با مشاهده سايه هاي مبهم از اشياء و احجام در ذهن خود به كامل كردن تصاوير پرداخته و با اين عمل به نوعي خلسه فرو   مي رود كه نتيجه آن يك حس نزديكي به منبع وجود و هستي در درونش بيدار مي شود.

تاريخچه بهره گيري از نور طبيعي در معماري ايران

دانستن روند بهره گيري از نور خورشيد به اندازه روند شكل گيري مصالح و يا شكل هاي مختلف زيربنائي ساختمان جهت طراحي بسيار لازم مي باشد.اولين تاريخي كه ما از آن اطلاع داريم سده ي سوم هزاره چهارم ق.م مي باشدكه در آن زمان جهت كسب نور و سايه از ايجاد اختلاف سطح در ديواره هاي خارجي استفاده مي كردند. در شهر سوخته از هزاره هاي سوم و دوم ق.م از روي آثار خانه هايي كه ديوار آنها تا زير سقف باقي مانده بود مي توان استنباط كرد كه هر اطاق از طريق يك در به خارج ارتباط داشته و فاقد پنجره بوده اند، در دوره عيلام در حدود ۱۳۰۰ و ۱۴۰۰ ق.م نيز نمونه اي از پنجره هاي شيشه اي بدست آمده كه شامل لوله هايي از خمير شيشه مي باشد كه در كنار هم و در داخل يك قاب جاي مي گرفته و بطور حتم جهت روشن كردن داخل بنا مورد استفاده بود. از جمله كهنترين مدارك و نمونه هاي در و پنجره در معماري ايران را شايد بتوان در نقش قلعه هاي مادي در آثار دوره شاروكين يافت. از روي نقش برجسته آشوري مي توان روزنه هايي را كه بر روي برج ها ساخته شده اند تشخيص داد. در دوره هخامنشي در تخت جمشيد وضع درها به خوبي روشن و پاشنه گرد آن ها اغلب به جاي مانده است، همچنين در اين كاخ ها بالاي درها و حتي بام ها، روزن ها و جام خانه هايي داشته وگرنه فضاي بزرگ و سرپوشيده آن ها را چگونه چند جفت در كه اغلب بسته بوده روشن مي كرده است؟


ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبي بهرك | ۱۲ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۰۴:۴۴:۲۸ | آرشيو نظرات (0)

عايق كاري رطوبتي
تكنولوژي جديد در عايقكاري رطوبتي ساختمان
يكي از مشكلات اساسي كه در اكثر سازه ها به چشم مي خورد مشكل نم و رطوبت مي باشد كه در بعضي مواقع خسارات جبران ناپذيري را به ساز ها و ساختمان وارد مي نمايد و يكي از راهكارهاي مقابله با ‎آن عايقكاري رطوبتي مي باشد .
در ايران با توجه به اقليم و آب و هوا و نيز وجود منابع عظيم نفتي متداولترين عايق رطوبتي قير و گوني مي باشد كه با پيشرفت تكنولوژي اين روش جاي خود را به عايقهاي پيش ساخته ( ايزو گام) داده است .
اما با پيشرفت علوم ونيز گراني مواد نفتي و قير در بعضي مواقع عايقهاي پيش ساخته نيز مقرون به صرفه نبوده و مهندسان را به آن داشت تا از مواد شيميايي جهت عايق بندي سازه استفاده كنند كه هم از نظر اقتصادي و هم از نظر كيفيت و كارايي بتواند با ساير عايقها رقابت كند . بعد از تحقيقات متعدد مهندسان موفق شدند كه با استفاده از رزينهاي اكريلاتي و استايرني كه با آب حل مي شود ، عايق رطوبتي جديدي بسازند كه صورت يك لايه mm 1 روي سطوح مورد نياز اجرا ميشود و انعطاف پذير نيز مي باشد . اين مقاله به بررسي و مطالعه عايق جديد و مقايسه آن با ساير عايقهاي رطوبتي مي پردازد .
ادامه مطلب
نوشته شده توسط مجتبي بهرك | ۸ شهريور ۱۳۸۹ ساعت ۰۲:۲۶:۴۶ | آرشيو نظرات (0)